جستجو

تبلیغات



فرو شدن چو بدیدی ، بر آمدن بنگر......

    گمان مبر که مرا درد این جهان باشد
    برای من مگری و مگو دریغ دریغ
    به دوغ دیو در افتی ، دریغ آن باشد
    جنازه ام چو بینی مگو فراق فراق
    مرا وصال وملاقات آن زمان باشد
    مرا به گور سپاری ، مگو وداع وداع
    که گور پرده ی جمعیت جنان باشد
    فرو شدن چو بدیدی ، بر آمدن بنگر
    غروب ، شمس وقمر را چرا زیان باشد
    تو را غروب نماید ولی شروق بود
    لحد چو حبس نماید ، خلاص جان باشد
    کدام دانه فرو رفت به زمین و نرست
    چرا به دانه انسانت این گمان باشد
    کدام دلو فرو رفت و پر برون نآمد
    ز چاه، یوسف جان را چرا فغان باشد
    دهان چو بستی از این سوی ، آن طرف بگشا
    که ها هوی تو در جو لامکان باشد
    مولانا
     
    یاحق

    این مطلب تا کنون 16 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 2 ارديبهشت 1394
    منبع
    برچسب ها : دریغ ,باشد کدام ,آمدن بنگر ,
    فرو شدن چو بدیدی ، بر آمدن بنگر......

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز شنبه 5 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر